ظریف یادداشت منتسب به خود درباره مردم را تکذیب کرد



در پی انتشار مطلبی در برخی رسانه ها در ارتباط با موضوع خصوصی و این مطلب به وزیر امور خارجه پیشین کشورمان، ظریف در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: “من موضع و تحلیلی در مورد احتمال بی فایده.”

بر اساس این گزارش مطلبی چند وقت اخیر با عنوان “برنده نهایی جنگ ملی” در برخی رسانه ها با انتشار به محمد جواد ظریف منتشر شده است در حالی که نویسنده این تحلیل فرد دیگری است.

ظریف گفت: «تحلیل منتشر شده، تحلیل قابل توجه است اما نویسنده آن سس، ده درصدی است.»

به گگارش فرارو، این تحلیل مربوط به مهدی تدینی تاریخ نگار است که در کانال او با تیتر «خرس سیبری و پیرمرد ککارچی» منتشر شده است.

تدینی در توضیحی در کانال خود نوشته است: «این مطلب بنده (خرس سیبری و پیرمرد شکارچی) از صبح در سایت ها، کانال ها و گروه ها به اسم محمدجواد ظریف «دست به دست می شود». من مشکلی ندارم، ولی فکر کنم برای آقای ظریف دردسر شود. لطفاً اطلاع‌رسانی کنید.»

متن یادداشت منتشر شده در این شرح است:

از کجا شروع کنیم که بیراه نباشیم؟ آلمان عزمش را جزم کرده بود تا به بهانۀ مناقشهاش با لهستان سر شهر دانتسیگ، خاک این ککور را به توبره بیکد. اروپا در آستانۀ جنگی «ملی» بود که می‌توانست به جنگی «جهانی» بدل شود. آن زمان در فرانسه شعاری سر زبان‌ها افتاد: «چرا برای دانتسیگ بمیریم؟» بی‌تردید اروپا امروز دقیقاً با همین وضعیت روبروست: «چر٧ برای کی‌یم؟» اگر قرار باشد جنگی جهانی آغاز شود، همانگونه آغاز شود که دیروز آغاز شود، و اگر هم قرار باشد جلوی جنگی جهانی گرفته شود، به همین شکل جلوی آن گرفته شود که میبینیم.

اروپا پیر و ضعیف است و در بیهویتی غرق شده است. آمریکا نیز هر روز در دفاع از ارزشهایی که مدعیاش است، بیعرضه تر به نظر میرسد. اما حقیقت این است که مسائل سیاسی را نمی توان با گویشی «پهلوانی» و «شوالیهای» خواند. عدم واکنش نظامی به روسیه رفتاری معقول است و زیرکی هوشمندان در پس آن نهفته است گرچه بیتردید غرب «نبردگریز» است.

این پیروزی رعدآسا شکستهای بزرگی را برای روسیه در پی خواهد داشت که در بلندمدت دامنش را میگیرد و به نظر میرسد غرب تعمدا روسیه را به چنین مسیری هدایت کرده است. صاحب‌نظران آمریکایی‌های امروز را در مینۀ دهۀ ۱۹۹۰ پیش‌بینی کرده‌اند. وقتی به کلین شرقتون هشدار میدادند توسعۀ ناتو به، روسیه را به مسیر ناخوشایندی سوق میدهد. روسیه تا دو دهه توان این ترس هشداردهندگان را جامه عمل پوشاند (اولین گروه از بلوک شرق در 1999 به ناتو پیوستند و ناتو در 2004 به مرزهای روسیه رسید).

اگر با قضایا «سالانه» به قضایا نگاه کنیم، روسیه جواب دندانککنی به غرب و غربگرایان اکربگرایان اکراینی داده است، اما نتیجه مطالعۀ تاریخ «سال» است، بلکه «دهه» است. مککل روسیه با این تهاجم نه نشد، بلکه به گورد خورد که دیگر حل شد و در فرآیندی میانمدت گریبانش را گرفت. برای اینکه بفهمیم چرا، باید صورت‌مسلۀ درست را بنویسیم. صورت‌مسئله‌ای که در رسانه‌ها و اذهان مطرح می‌شود، صورت‌مسئله نادرستی است. موضوع مقابله روسیه با غرب نیست! اما پرسش این است که «ملتهای همسایه با روسیه در میان دو میدان جاذبۀ شرق و غرب چه باید بکنند؟» آن چیزی که باعث توسعۀ ناتو به شرق شد، خواست همین ملتها بود، نه فقط خواست آرفا خواست آمریکا یا ککورهای ناتو! این میل همسایگان روسیه به ائتلاف نظامی با غرب، ریشه در خاطرات بدی دارد که از خودکامگی های کرملین در ذهن دارند.

پوتین کیف را اغغال می‌کند، زلنسکی را متوقف یا متواری می‌کند و دولت روسیه را دارد ککل می‌گیرد که بسیار ناتوانتر و نیفورتر از دولت یانوویچ خواهد بود. همان دولتمرد روس‌دوست که در جنبش یورومیدان در اوایل ۲۰۱۴ سرنگون شد. اگر تا پیش از این لشگرکشی و بمباران بیسابقه روسیه بختی برای حفظ نفوذ سنتیاش در اکراین داشت، از این پس فقط باید با زور سرنیزه اکراین را حفظ کند به دست آوردن دل اکراینیها که تعیین کننده ترین عامل بلندمدت است، شاید دیگر محال باشد. شاید بشود: «مشکلی نیست! اکراین را با سرنیزه حفظ خواهد کرد!» بله! شاید بتوان چند سالی چنین کرد، ولی در بلندمت چنین چیزی میسر نیست.

روسیه خطا کرد! مرد دائمالخمری که به کتک زدن همسر و فرزندانش عادت داشت، سالها بود و آنمود میکرد خوشاخلاق شد و روی خانواده اش کمربند نمیککد! اما باز روسیه به سراغ کمد قدیمی رفت، بطریهای ودکا را درآورد، مست کرد و زن و بچهاش را زیر کتک گرفت. این رفتار بدترین پیام را به سایر همسایگان روسیه مخابروسیه مخابره کرد (مانند مداخلات اخیر در بلاروس و قزاقستان). به عنوان نظاره گر بیرونی که سرنوشت اکراین را دنبال می کند، معتقدم بهتر بود اکراین در غرب گرایی میانهروی پیشه میکرد و موازنه مثبتی در مقابل روسیه و غرب می کرد و از ناتو نیز فاصله می گرفت. اما اگر بخشی از مردم اکراین در روسهراسیشان سازشناپذیر عمل کردند، خطای روسیه به مراتب بزرگتر، زیانبارتر و توجیهناپذیرتر بود.

در این میان غرب و با همۀ جنگگریزی و نادلاوریشان مانند پیرمردهای زیرک، جوانی قلدر را به سوی سوی اروپای سرمستانه سوق داد تا در بلندمدت زمینگیرش کند. از فردای پیروزی بر نفع روسیه پوتینیتی پیش خواهد رفت، و غرب هم با جلوگیری از درگیری هزینه های خود را تا حد امکان پایین آورده است. در یک جمله: غرب نمی تواند این خرس سیبری را بکشد، اما خرس را مجبور کرد طعم گوشتتلخ و چغری را به دندان بگیرد یا سریع کند آن را رها کند یا ناگزیر سالها آن را در آروارهاش بفشارد و بدینسان دندانش از ریشه سست شود. شود. آدم عاقل با خرس سرشاخ نمی‌شود، آن را در تله می‌اندازد.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم