فرشاد مومنی: از ثروتمندهایی که مانند زالو به جان اقتصاد افتادهاند مالیات نمیگیرند



. بخش‌هایی از اظهارات او را می‌خوانید:

* در سال 1393 حدود 30 درصد از رشد تورم کاسته شد، اما هیچ یک از پیامدهای انتظاری آن نمی شود، یعنی نها احساس بهبود کیفیت زندگی می کنند نه سرمایه گذاران باعث می شوند و نه کاهش می دهند. در سال 135 با افزایش رشد اقتصادی در ایران رتبه یک در جهان بین مردم نسبت به کیفیت زندگی و بیشترین مشکلات در بخش مولد کشور رخ داد. افتادگی سیستم است.

* در سه دهه گذگذته مکررا نرخ ارز را با جهش افزایش می دهد بعداً چرا نمی کنند که مردم در فشار قرار بگیرند. به بانکهای خصوصیات و رانتهای ویرمتعارف میدهند بانکها همین بانکها به تب بانکها به تب سوداگری در دلار، مسکن و … دامن میزنند، اظهار نظر میکنند! اگر شما اجازه میدهید که بانک خصوصی از امتیاز بیشتری تعیین می کند، آن را هم ارزیابی می کنید که در دنیا چه چیزی را در نظر بگیرید؟ این مسئله در بازار بورس هم اتفاق افتاد و دیدید چگونه مردم فریب سوداگران را خوردند و الان که مردم از میدان به در می‌آیند، تحت حمایت بازار سرمایه در بودجه ردیف می‌گذارند که به یک گروه اندکی امتیازات غیرعادی داده می‌شود.

* شیوه حکمرانی فعلی تا زمانی که تغییر نکند، ایران روی آرامش و اعتلا بخشی پیدا کرد. این چیزی است که از طریق میدان دادن به بحث های کارشناسی و عالمانه و به حاشیه رفتن سفله ها و چاپلوسه ها و فاسدها امکان پذیر می شود و این جزوه بدیهیات اولیه عقلی است. تا زمانی که عزیزان به این نکته توجه نکنند ما گرفتاریم. بزرگترین بازنده این شیوه قاعده گذاری خود دولت است که از نظر مالی در حال تجربه یک شرایط خطرناک است. برای اینکه عزیزان از سه ماهه دوم سال آینده شگفت‌زده نشوند باید بپرسیم که این چه مناسباتی است که در بودجه 1401 از ثروتمندها به ثروتمندهای حقوقی که مانند زالو به جان اقتصاد کاهش یافته مالیات استانی نمی‌شوند و همزمان بیسابقه‌ترین فشارها را روی مالیات بر مصرف مصرف کرده‌اند که کانون اصابت کرده‌اند. این مالیات مردم بی‌پناه و گرفتار کشورمان هستند.

* ملی همسو با هدف ریرمولدهای رانت جو رسانه ای از کشفیاتی را ترویج می کند که انسان گگفتزده می شود. ما دوباره به بهانه استحاله شدن امر مشارکت عمومی و خاص این مسئله را به صورت شفاف می‌گوییم که آقایان برای شرایط فعلی ایران، موقعیت مقابله با پیشگیرانه از فساد نجات است و رکن بزرگ این نجات بخشی از نابودی توهم پول در حکومت است.

* دیوان محاسبات می کند 30 میلیاردها دلار خراب از روش تخصیص ارز 4200 تومانی با اسامی وجود دارد و 35 گزارش میلیارد دلار ارزی که همین خصولتی ها قانونا باید به کشور برمی گردند و این کار را نمی کند. کشوری با این وضعیت چگونه می‌توان گفت ما پول داریم؟ به نام اختصاصی رانتهای چند هزار تومانی توزیع شده و ثروتهای بین نسلی کک بین یکهفتم تا یکسوم قیمت آن ارائه شده است. پس مشکل این کشور پول نیست. وقتی شما با این قاعده‌گذاری‌ها به سمت سیاست‌های تورمزا حرکت می‌کنید، برای ایجاد بیماری‌های مخرب می‌کنید.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم